گل نیلوفر در مرداب میروید تا همه بدانند در سختیها، باید زیباترینها را بیافرینند....
گل نیلوفر در مرداب میروید تا همه بدانند در سختیها، باید زیباترینها را بیافرینند....
گر میخواهی بدانی چقدر ثروتمندی سکه هایت را نشمار...
قطره ای اشک بریز و دستانی که برای نریختنش دراز میشود را بشمار......
کاش می دانستیم زندگی با همه وسعت خویش،محفل ساکت غم خوردن نیست ،
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست ، زندگی خوردن و خوابیدن نیست ، اضطراب و دیدن و نادیدن نیست ،
زندگی جنبش و جاری شدن است ، زندگی کوشش راهی شدن است ،
از تماشاگه آغاز حیات ، تا به جایی که خدا می داند.
بلبلان از روی گل مستند و ما از روی دوست...
دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست
همیشه از فاصله ها گله میکنیم شاید یادمان رفته که
در مشق های کودکی برای فهمیدن کلمات کمی فاصله هم لازم بود!
یارب ازدلهاى ماسوز محبت رانگیر
این تجمع این توسل این ارادت رانگیر
هستى ما بستگى دارد به حب دوستان
هرچه میخواهى بگیراما رفاقت را نگیر
قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی
ازضرب من تا جمع تو راهی بجز تفریق نیست
دل خوش به مجموعم مکن اینجا مگر تقسیم نیست
عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی..
دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی..
غذا نیست که بهش ناخنک بزنی..
رفیق نیست که بهش کلک بزنی..
عشق مقدسه...باید جلوش زانو بزنی
گفتم زندگی چند بخش است ؟
گفت : دو بخش . کودکی و پیری . گفتم پس جوانی چه شد ؟
گفت : با عشق ساخت با بی وفایی سوخت ، با جدایی مرد ...
لا لا لا لا ، نخواب دنیا ، خسیسه واسه کمتر کسی خوب می نویسه ،
یکی لبهاش همیشه غرقه خندس ، یکی پلکاش تو خوابم خیسه خیسه ...
زندگی بافتن یک قالیست نه همان نقش نگاری که خودت می خواهی ،
نقشه را اوست که تعیین کرده تو در این بین فقط می بافی ،
نقشه را خوب ببین ! نکند آخر کار ، قالی زندگیت را نخرند .
مجنون را به محکمه ی عدل بردند . گفتنند توبه کن گفت خدایا عاشقم عاشقترم کن.
شبهای دراز بی عبادت چه کنم ، طبعم به گنه است و گنه می بخشد ، گیرم که بخشد ز خجالت چه کنم .
دنیای عجیبیه تا مریض نشی واست گل نمیارن ، تا گریه نکنی نوازشت نمیکنن
تا فریاد نکشی به طرفت برنمیگردن و تا نمیری نمی بخشنت .
گاه گاهی بیادت غزلی می خوانم تا نگویی که دلم غافل از آن عهد و وفاست،
خوب رویان همه گر با دل من خوب شوند خوب من ، با همه خوبان ، حساب تو جداست.
آنگاه که دوست داری همواره کسی به یادت باشد یاد من باش که من همیشه به یاد تو هستم.
از طرف بهترین دوست تو خدا (سوره بقره آیه 152)
گفتی تو دلم اول و اخر خودتی از هرچه که دارم بهترینش خودتی خندیدم
و زیر لب مکرر گفتم شاهزاده ی قصه های من خودتی
قیمت خودکار 300 تومن. قیمت غلط گیر 800 تومن همیشه برای پاک کردن اشتباهات هزینه بیشتری باید پرداخت کرد .
انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده !
سعی کن راز ها رو تو دلت دفن کنی حتی اگر دشمنت باشه ,
وگر نه توچشم همه بی اعتبار خواهی موند
بیچاره سنگ که از دست کودکی رها میشود بسوی قناری،نمی داند دل کودک را بشکند یا سر قناری!
دلا، یاران سه قسمند : زبانی اند و نانی اند و جانی.
به نانی نان بده از در برانش
محبت کن به یاران زبانی
و لیکن یار جانی را نگه دار ؛ به جانش جان بده تا میتوانی...!
آرزوی قشنگی است کنار ردپای تو رد پا داشتن بر دشت سپید
پوشیده شده ازبرف هنوز اما نه برف امده ونه تو!
پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست .....
هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر ، یک پازل جدید براش ساختی هنر کردی
انسـان عادی مثل شهـر ی ست 100 دروازه کـه تقـدیر از هر دری بر او وارد میشود
اما فـرد حکیـم همانند کاخی است با یـــک در که تقـدیر قبل از ورود به آن در می زنـد
همان غاری که از وارد شدن به آن واهمه دارید ، میتواند سرچشمه
آن گنجی باشد که دنبالش می گشتید . . .
خواهر کوچکم از من پرسید پنج وارونه چه معنا دارد؟
من به او خندیدم
کمی آزرده و حیرت زده گفت روی دیوار و درختان دیدم
بازهم خندیدم
گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه پنج وارونه به مینو میداد
آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید
بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم
بعدها وقتی غم سقف کوتاه دلت را خم کرد
بی گمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد
مشکل از تو نبود
از من بود
با کسی حرف میزدم
که سمعک هایش را
پیش دیگری جا گذاشته بود....
برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی....
نترس گردوی کوچک....
آنچه سیاه می شود .... روی تو نیست،، دست آنهاست
عشق یعنی : شب نشینی با خدا ، گفتگو با ناله اما بیصدا
عشق یعنی : پرتاب گلی از سوی دوست هر کجا باشد دلم همراه اوست